ما غصه دار روی سیلی خورده هستیم

تأثیر قسم دادن خدا را به فاطمة زهراء



علامة نورى قدس سره در کتاب دار السلام حکایتى نقل مى فرماید که خلاصه و مختصر مضمون آن چنین است که دو برادر بودند یکى از اشقیا و یکى از سعداء مردم از دست و زبان آن برادر شقى بسیار به تنگ آمده بودند و همى شکایت او را به آن برادر سعید مى نمودند تا اینکه اتفاق افتاد که برادر سعید به عزم زیارت مشهد مقدس از خانه بیرون شد و با جماعت زوار روى به راه نهاد برادر شقى هم در دلش افتاد و عازم سفر مشهد گردید و به عادت خود زوار را اذیت مى نمود تا اینکه در یکى از منازل مریض شد و از دنیا رفت مردم به موت او اظهار فرح و سرور نمودند ولى برادر سعید عرق رحمیت او را وادار کرد که برادر را غسل داد و کفن نمود او را حمل کرده در مشهد مقدس طواف داده سپس او را دفن نمود شب در عالم رؤیا برادر خود را در باغى بسیار نیکو با لباسهاى استبرق در کمال نعمت و فرح و مسرت دید از او احوال پرسید که سبب چیست که به این نعمت و دولت نائل شدى با اینکه ترا عمل خیرى نبود گفت اى برادر دانسته باش که چون هنگام قبض روح من شد جان مرا با تمام سختى و دشوارى گرفته اند و دو ملک مرا با عمود آتشین و تازیانهاى آتش عذاب مى کردند حتى هنگامى که مرا در آب انداخته اند براى شستن آن آب به جان من همه آتش بود و هر چه فریاد مى کردم کسى به داد من نمى رسید و کفن من پاره هاى آتش بود حتى تابوت و مرکبى که جنازه ى مرا بر آن بسته اند همه از آتش بود و آن دو ملک عذاب از من جدا نمى شدند حال من بدین منوال بود تا در صحن مطهر آن دو ملک عذاب از من دور شدند و داخل صحن مطهر نگردیدند و تابوت و کفن من به حال اولیه خود برگشت چون مرا وارد حرم کردند دیدم حضرت رضا بالاى صندوق نشسته و توجه به زوار خود دارد من طلب شفاعت کردم و التماس کردم به من الطفات نفرمود چون مرا در بالاى سر بردند پیرمردى را دیدم نورانى به من فرمود طلب شفاعت بنما از حضرت رضا علیه السلام تا تو را شفاعت بنماید و الا اگر تو را از صحن بیرون بردند حال تو کما فى السابق خواهد بود و آن دو ملک عذاب در صحن انتظار تو را مى کشند من گفتم طلب شفاعت کردم به من اعتنائى نکرد

فرمود او را به حق مادرش فاطمه زهرا قسم بده که دست رد به سینه تو نخواهد زد این مرتبه او را قسم دادم به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها مرا شفاعت کرد و آن دو ملک عذاب رفته اند و دو ملک رحمت آمدند و مرا به این نعمت و دولت رسانیدند.


ریاحین الشریعة جلد ۲
/ 5 نظر / 29 بازدید
فطرس

فـاطمـیـه مـاه درد و ابـتلاســـت فــــاطمـیـه مــادر صد کربـلاسـت فـاطمـیه اشـکـها خـون میشــود فــــاطـمیـه عـقل،مـجـنون میـشود فـاطمـیـه بـاغــبان افســرده بـود یــک گــلستان لاله اش پژمرده بود فـــاطمیـه صــد نیستان لاله است مــــاه رخـــسـار کــبـود لالــه است فـاطـمیه فصــل شور شیعه است قــصه سنـــگ صــبور شـیعه است مــــاه درد و آـتش و دیوار و در ســوزش پــروانــه از پــا تـا به سر مــــاه خــونین گشتن دیوار و در خـــون ســیــنه خـون دل خون جگر غـــــم بــدلها جای خود وا میکند غــصـه هــم در ســیــنـه ماوا میکند فــاطمیه شرح غم های علی است گــور عــشــق و آرزوهای علی است قـلــب حیدر لاله زار حسرت است سـهــم او تنهایی است و غربت است فــــاطــمیه چیست؟رخساری کبود از جـــفای خــصــم بـی شرم و عنود فــــاطمـیه حرمت عصمت شکست تــــازیــانــه بـر تــن زهــرا نــشـست فـــــاطمیه میخ در خون گریه کرد کوه وصحرادشت وهامون گریه کرد فـــــاطــمیه بر رخی سیلی نشست شــــیـشه عــــمر علی،زهرا شکست فـــــاطمیه فصل غم پروردن است جســــــتجو از قبر مخفی کردن است مـــاه تشیــیع

اشک آتش

سلام عزاداری شما قبول حق انشالله در پرتو عنایات ام ابیها مومن و سلامت بمانید

مبارز

سلام عزیزتر چه طوری؟من هم شهادت حضرت زهرا(س)رو بهت تسلیت می گم[گل]

داوود

عدى بن حاتم (از اصحاب رسول خدا (ص) و از ياران على مى گويد: سوگند به خدا دلم براى هيچ كس آن گونه نسوخت كه براى على (ع) سوخت ، آن گاه كه دامن و گريبانش را گرفتند و او را به سوى مسجد كشاندند، و به او گفتند: با اولی ملعون بيعت كن . او فرمود: اگر بيعت نكنم چه مى شود؟ در پاسخ گفتند: گردنت را مى زنيم ، على سرش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : خدايا! من تو را به گواهى مى گيرم ، اين قوم آمدند تا مرا به قتل برسانند، با اين كه من بنده خدا و برادر رسول خدا (ص) هستم . باز آنها به على گفتند: دستت را براى بيعت دراز كن ! آن حضرت ، اطاعت نكرد، آنها به اجبار دست آنحضرت را گرفتند و كشيدند، آن بزرگوار سرانگشتانش را خم كرد، همه حاضران هر چه توان داشتند به كار بردند تا دست او را بگشايند، ولى نتوانستند، سرانجام دستاولی ملعون را پيش كشيدند و به دست بسته (و مشت شده ) على ماليدند در حالى كه آن حضرت به قبر رسول خدا (ص) متوجه شده و مى فرمود: يابن ام ان القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . اى پسر مادرم ، قوم مرا تضعيف كردند و نزديك بود مرا بكشند.... .................................................................................

مقر...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین السلام علیک یا امیرالمومنین صلوه الله علیه و سلم السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده سلام الله علیها زیارت قبول انشالله