رهرو
رهروعشقم وازخرقه ومسند بیزار
قالب وبلاگ

شخصی از شیعیان که اهل بغداد بود ،از دیار خود به سوی مدینه عزیمت نمود تا امام ومولای خویش حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را زیارت کند.

چند روزی خدمت آقا بود.در حالی که از دیار یار سرمست شده بود باخودگفت که دیگرباید به وطنم برگردم.اهل وعیالم منتظر منم هستند،پس برای اخرین بار باز گردم وخدمت اقا برسم و از او یک پیراهن بخواهم ،برای کفنم و پولی نیز از اقاگرفته و برای دخترانم انگشتربخرم وبه عنوان سوغات ببرم .

واردخانه ی حضرت شدم در حالی که به شدت می گریستم ،بااقاوداع وخداحافظی کردم در همین حال که داشتم از کنار محبوب خود می رفتم نه تنهاحاجات خودرافراموش کردم بلکه خودم راهم فراموش کرده بودم دراین حین آقابا آن صدای مهربانش مرافراخواندبه سرعت برگشتم .

فلانی! آیا پیراهن مرابرای کفنت نمی خواهی؟

درحالی که صورتم خیس اشک بود گفتم:چرا،می خواهم.

آقا نیز یک پیراهن زیبا با دستان کریمانه اش به من داد.

باز خداحافظی کرذم وداشتم می رفتم که دوباره همان صدای زیبا روح مرا نوازش داد،

صبر کن! این پول رابگیر وبرای دخترانت از مدینه انگشتر بخر وبه عنوان سوغات ببر !!

 

[ جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ علی فرخی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل که آشفته روی تونباشددل نیست آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست مستی عاشق دلباخته از باده توست به جزاین مستیم ازعمردگرحاصل نیست رهروعشقی اگرخرقه وسجاده شکن که به جزعشق،تورارهرواین منزل نیست
نويسندگان
امکانات وب


نورالمهدي