رهرو
رهروعشقم وازخرقه ومسند بیزار
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

عملیات کربلای 4 به دلیل استراتژی خاص خود با عملیاتهای دیگر متفاوت بود. قرار بود شبانه چندین قایق پارویی، غواصان را تا نزدیکی ساحل غربی اروند‌رود ببرند و سپس طبق برنامه غواصان خود را در آنجا به آب بیاندازند و به طرف سنگرهای عراقی شنا کنند. از سوی دیگر قایق‌های موتوری که حامل نیروهای عملیاتی بودند، آماده شدند تا به محض شروع درگیری خود را به آن سوی اروندرود برسانند و نیروهای کمکی را در ساحل غربی پیاده کنند. درگیری آغاز شده و عراقی‌ها وحشت‌زده به شدت بر روی نیروهای ایرانی آتش گشودند. موسی که مسئولیت عده‌ای از بچه‌ها را بر عهده داشت، مجروح شد. یکی از رزمندگان به یاری او شتافت و اصرار می‌کرد که موسی را به عقب برگرداند. موسی از او می‌خواست که به یاری سایر مجروحین برود و سپس گفت: «من مسئول این بچه‌ها هستم و تا زمانی که این بچه‌ها می‌جنگند در خط باقی خواهم ماند.» دیگر کسی سردار شهید موسی اسکندری را ندید. او عاشقانه به لقاء الله پیوست و در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل جاودانه شد و پیکر مطهرش ده سال بعد به کاشانه بازگشت

منبع: کتاب موسی در طور                            

یادم میاد وقتی پیکر پاک سردار شهید موسی بعد از ١٠ سال پیدا شده بود چه حسی داشتم نه من تنها، تمام همسن وسالام از بچه های مسجدحجازی  که آقا موسی رو ندیده بودند فقط عکسش رو دیده وخاطرات اون بزرگوار رو شنیده بودند ریخته بودند بهم،چون امید داشتند که آقا موسی رو از نزدیک ببینند کسی که مبارزات عدیده ای در زمان طاغوت داشته کسی که در آن خفقان فرهنگی تونست چند مسجد رو با هم هماهنگ وامور مساجدی راه اندازی کنه ...بعد از انقلاب هم  فعالیتهای زیادی در راستای دفاع از انقلاب داشته، واقعا دیدن آقا موسی سعادت می خواست که ما نداشتیم  

چه روزی بود همه شهر از شنیدن آمدن پیکر آقا موسی بهم  ریخته بود

چه تشیع باشکوهی بود

 دلم یادی کرد از آقا موسی گفتم یه مطلبی هم بنویسم 

روحش شاد

[ جمعه ۱۳۸٩/۱/٢٠ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ علی فرخی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل که آشفته روی تونباشددل نیست آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست مستی عاشق دلباخته از باده توست به جزاین مستیم ازعمردگرحاصل نیست رهروعشقی اگرخرقه وسجاده شکن که به جزعشق،تورارهرواین منزل نیست
نويسندگان
امکانات وب


نورالمهدي