رهرو
رهروعشقم وازخرقه ومسند بیزار
قالب وبلاگ

مردی که اسلحه‌اش از عشق بود

شهید علم الهدی

 زندگى‌اش یک جور نبود؛ موقع تحصیلاتش هم، فقط درس نمی‌خواند بلکه دانشجویى مبارز بود. زمانى هم می‌شد که یک سرباز مسلح بود و رژیم طاغوت از دستش می‌نالید و وقت‌هایى هم بود که مثل یک آدم سر به زیر درس می‌داد و شده بود یک معلم توانا!  اما توی تمام این حالات،  رفتارش در خانه، هیچ وقت تفاوت نمى‏کرد. وارد منزل که مى‏شد با شور و حرارت خاصى، همه را تحت تأثیر خودش قرار مى‏داد.

  مادرش را بیشتر از همه احترام مى‏کرد و گاهی هم جلوی همه دست ایشان را مى‏بوسید. با برادرها و خواهرهای بزرگترش چنان با عاطفه بود که همه او را محرم راز خود مى‏دانستند. و اما بچه‏هاى کوچکتر را جور دیگری دوست داشت؛ همه را جمع می‌کرد و مثل یک بچه با آن‌ها بازى مى‏کرد.

[ چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ علی فرخی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل که آشفته روی تونباشددل نیست آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست مستی عاشق دلباخته از باده توست به جزاین مستیم ازعمردگرحاصل نیست رهروعشقی اگرخرقه وسجاده شکن که به جزعشق،تورارهرواین منزل نیست
نويسندگان
امکانات وب


نورالمهدي