رهرو
رهروعشقم وازخرقه ومسند بیزار
قالب وبلاگ

فصل
دوم: ادله ی اهل سنت مبنی بر خلافت عمر

دلیل اول اهل سنت

به اتفاق همه ی مورخان
شیعه و سنی، ابوبکر در بستر بیماری بود که گاهی بی هوش می شد و گاهی به هوش می آمد
در این میان عثمان را طلبید و به او فرمان داد که بنویس عثمان شروع به نوشتن
کرد.ابوبکر گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم

این وصیت ابوبکر بن ابی قحافه است به مسلمانان اما بعد ( در اینجا ابوبکر از هوش
رفت و عثمان شتابان بقیه ی وصیت ابوبکر را چنین تمام کرد) من عمر بن الخطاب را به
جانشینی خود و خلافت بر شما برگزیدم و در این راه از خیرخواهی شما فرو گذاری نکرده
ام.در این موقع ابوبکر چشم گشود و عثمان گفت: بخوان ببینم چه نوشته ای؟عثمان نیز
آن چه را که نوشته بود برای ابوبکر خواند، ابوبکر با شنیدن مطالب عثمان تکبیر گفت
و اضافه کرد:از آن ترسیدی که در حالت بی هوشی از دنیا بروم و در میان مردم بر سر
جانشینی من اختلاف بیفتد؟ عثمان جواب داد: آری، ابوبکر گفت: با آنچه نوشته ای
موافقم، خدایت از اسلام و مسلمانان پاداش خیر دهد، آن گاه همان نوشته را امضاء
کرد.(42)

نقد شیعه

اولاً: با چنین وصیتی
که ابوبکر می کند سئوالی پیش می آید که:چرا عمر به ابوبکر که با آن بد حالی وصیت
کرد و اورا به عنوان خلیفه برگزید نسبت هذیان گوئی را نداد؟!اما کنار بستر رسول
خدا (ص)وقتی که آن حضرت قلم و دوات طلبید تا بنویسد چیزی را که مردم پس از آن به
ضلالت و گمراهی نیفتند، نسبت هذیان گوئی به آن حضرت را داد؟!!(43)آیا پیامبر اکرم
(ص)که قرآن درباره اش می گوید: « ما ینطق عن الهوی الا هو ان وحی یوحی» (44)با یک
تب هذیان گفته است، اما ابوبکر بین دو اغماء ، بهتر از زمان سلامت می فهمد.؟ آیا
این را می توان قبول کرد که ابوبکر اگر بیمار باشد درست حرف می زند، امّا پیامبر
اکرم (ص)- نستجیر بالله- هذیان می گوید؟!!ثانیاً: اگر می گوئید که رسول خدا
(ص)تعیین خلافت را به صلاح امت واگذار نمود که هر کس را اجماع امت در شور و مشورت
صلاح دیدند برگزینند، پس چرا ابوبکر بر خلاف سیره و سنتِ صلاح بینی رسول خدا
(ص)عمل نمود؟ و به رأی و صلاح بینی شخص عثمان بدون مراجعه به آرای عمومی امت، عمر
را به خلافت برگزید؟

دلیل دوم اهل سنت

اهل سنت قائل هستند که
فتوحات و کشورگشائی های عمر، برای فضیلتش کافی است!

نقد شیعه

اولاً: بر فرض این که
فتوحات او فضیلت است، آیا فتوحات، مجوز غصب خلافت پیامبر(ص)است و کار عمر را تصحیح
می کند؟ در حالی که پیامبر (ص)خلافت را برای او قرار نداده، بلکه علی بن ابیطالب
(ع) را برای آن سمت تعیین نموده بود.اگر پادشاهی برای خود جانشینی تعیین کرد، سپس
کسی آمد و سلطنت را از او گرفت و خود به جایش نشست و پس از آن، مناطقی را فتح کرد
و کارهای خوبی هم انجام داد، آیا آن پادشاه به فتوحات او راضی می شود؟ یا به سبب
خلع کردن کسی که پادشاه آن را معین کرده بود و عزل کردن جانشین پادشاه و قرار
گرفتن در جای پادشاه بدون اجازه ی خود پادشاه، آن پادشاه بر او خشمناک نمی
شود؟البته جوابش واضح است که فتوحات و کارهای خوب او نمی تواند گناه او را که غصب
خلافت بوده است جبران کند.ثانیاً: فتوحات عمر اشتباه و دارای آثار و نتایج سوء و
معکوس بود. چون پیامبر اکرم (ص)هیچ گاه بر دیگران هجوم نمی برد و همه جنگهای آن
حضرت دفاعی بود. از همین رو مردم متمایل به اسلام گردیدند و گروه گروه ، به دین
خدا در آمدند، چرا که اسلام را، دین صلح و دوستی یافتند.اما عمر به شهرها حمله برد
و مردمی را با زور شمشیر وادار به اسلام آوردن کرد؛ به همین جهت ، برخی نسبت به آن
بدبین شدند و آن را دین شمشر و زور نامیدند، نه دین منطق و صلح و دوستی.مثلاً در
جریان فتح ایران عمر دستور داد کتابخانه های بزرگ علمی ایرانیان را آتش بزنند که
به دستور عمر این کار عملی شد و کتابخانه ها را به آتش کشیدند با اینکه این کتاب
ها ذخائر بزرگی از علوم و دانش های مختلف بود.و شاهد بر این مطلب قول ابن خلدون
مورخ بزرگ اهل سنت است که در تاریخ خود این حرکت ضد فرهنگی را نقل نموده و می گوید:«
أین علوم الفرس التی امر بمحوها عند الفتح»(45)ترجمه: کجاست علوم ودانش فارسها که
عمر به هنگام فتح ایران دستور داد آنها را محو نمایند.در حالی که اگر ابوبکر و عمر
و عثمان خلافت شرعی آن، یعنی امام علی بن ابیطالب (ع) غصب نکرده بودند و آن حضرت
خود، زمام امور را بعد از پیامبر اکرم (ص)به دست می گرفت، طبق روش رسول خدا رفتار
می نمود و پای خود را جای پای پیامبر می گذاشت و شیوه ی صحیح او را به اجرا در می
آورد این روش باعث می شد که مردم، گروه گروه به دین اسلام در آیند و دامنه نفوذ
اسلام گسترش می یافت تا همه ی کره زمین را فرا می گرفت اما

فصل سوم

ادله اهل سنت مبنی بر خلافت عثمان

عمر در واپسین دم حیاتش ، شورائی تشکیل داد که مرکب از شش نفر بودند.(46)اول: علی
بن ابیطالب (ع) دوم: عثمان بن عفان سوم: طلحه چهارم: زبیر پنجم: عبدالرحمن بن عوف
ششم: سعد ابن ابی وقاص.و باید این شش نفر به توافق برسند و یکی را انتخاب کنند.

نقد شیعه

اولاً: طرح شورای عمر،
بر اساس کدام یک از آیات قرآنی یا احادیث و فرموده های پیامبر اکرم (ص)بود؟ثانیاً:
جمهور علمای اهل سنت می گویند که رسول اکرم (ص)تعیین خلیفه را طبق نظر و رأی امت
قرار داده است. لذا این سئوال مطرح می شود که آیا نظر و رأی امت همین بوده است که
شش نفر مجبور باشند که یکی از آن شش نفر را به خلافت برگزینند؟ ( در حالی که مجبور
باشند!)ثالثاً: آیا بین سیره ی ابوبکر و سیره ی عمر هماهنگی وجود دارد؟رابعاً:
اینکه اگر سیره ی ابوبکر صحیح و مورد قبول بود پس چرا عمر طبق سیره ی ابوبکر عمل
نکرد؟خامساً: چرا عایشه، عثمان را به (نعثل یهودی) تشبیه می کرد و می گفت: اقتلوا
نعثلاً فقد کفر(47)«بکشید این عثمان شبیه به نعثل را که کافر شده، بکشید او را که
خدا او را بکشد.»

نتیجه گیری:

جامعه ی مسلمانان برای حفظ اسلام و تقویت مسلمین که تفرقه و جدائی بین
مسلمانان نیفتد باید از عناد و لجاجت و تعصبات جاهلانه دست برداشته، و آنچه که
حقانیت آن با دلائل عقل و نقل و کتاب و سنت ثابت است بپذیرد. و آنچه که از روی
تعصب و منطق بی پایه و اساس است را کنار بگذارند و حقیقتاً حق جو باشند.و باید همه
ی مسلمین به حدیث ثقلین که فرمایش رسول اکرم (ص)می باشد و به اتفاق شیعه و سنی این
حدیث به حد تواتر رسیده است تمسک پیدا کنیم و از آن بهره مند شویم.« انی تارک فیکم
الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض ان تمسکتم بهما
لن تضلوا بعدی ابداً »(48)به درستی که من دو چیز گرانبها را در میان شما می گذارم
که هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند و آن دو قرآن کتاب خدا
و اهل بیت (ع) من می باشند اگر بها ین دو تمسک پیدا کنید هرگز بعد از من گمراه نمی
شوید.

پی نوشت ها :



42. تاریخ الخلفاء، سیوطی/ ص 82؛ طبقات، ابن سعد/ج4/ ص 200 و 274، به نقل از کتاب
سئوالات ما/ ص 54.

43. تاریخ طبری/ج3/ ص 93؛ صحیح مسلم/ج6 کتاب الوصیه، باب ترک الوصیه / ص 76.

44. نجم/ 3و4.

45. ابن خلدون/ ج2/ ص 379.

46. تاریخ ابن کثیر/ ج7/ ص 144-146؛ شرح العقائد النسفیه/ج1/ ص 180؛ تاریخ
طبری/ج4/ ص 228- 241.

47. تاریخ طبری/ ج4/ ص 477؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ج2/ ص77؛ تاریخ ابن
اعثم /ج1/ ص 155؛ تاریخ ابن اثیر/ج3/ ص 87.

48. مسند احمد بن حنبل/ ص 35.

منابع
و مأخذ

1.قرآن کریم

2.بحارالانوار/مجلسی، محمدباقر/ محمد جواد نجفی/ نشر اسلامیه/ بی جا/ بی تا.

3.تاریخ یعقوبی/ احمد بن ا سحاق/ محمد ابراهیم آِتی/ بنگاه ترجمه و نشر کتاب/ 1356.

4.تاریخ ابن اعثم/ ابن اعثم، محمد بن علی/ محمد بن احمد مستوفی
هروی/
انتشارات
آموزش انقلاب اسلامی/
بی
جا/1372.

5.تفسیر ابن کثیر/ اسماعیل بن عمر/ دارالمعرفه/ بی جا/1402ق.

6.تاریخ بغداد/ احمد بن علی، خطیب
بغدادی/
دارالکتب
العلمیه/
بی
جا/1357.

7.تاریخ ابن اثیر/ ابن اثیر، علی بن محمد/ حسین روحانی/اساطیر/ 1367.

8.تهذیب الکلام/ تفتازانی، مسعود بن عمر/ دانشگاه تهران موسسه
انتشارات و چاپ/
بی
جا/1367.

9.تاریخ الخلفاء /سیوطی، جلال الدین
عبدالرحمن بن ابی بکر/
دارالفکر/ بی جا / بی تا.

10.تاریخ ابن خلدون/ ابن خلدون، عبدالرحمن
بن محمد/عبدالحمید آیتی/ وزارت فرهنگ آموزش عالی/بی جا/1363.

11. تاریخ ذهبی/ ذهبی، محمد بن احمد/ دارالکتاب العربی/بی جا/1409ق.

12.تاریخ طبری/ طبری، محمد بن جریر / روائع التراث العربی/ بی جا/1387 ق.

13. جامع الصغیر/عبدالرئوف بن تاج
العارفین/مصطفی محمد عماره/دارالاحیاء الکتب
العربی/بی جا/ 1373ق.

14. حدیث الولایه و من روی
الغدیر الخم من صحابه/
نسائی،
احمد بن شعیب /دلیل ما/ بی جا/ 1427.

15. خصائص امیرالمومنین (ع)/ نسائی، احمد بن شعیب /محمد مهدی کافی/موسسه انتشاراتی انصاری/بی جا/ 1381.

16.رباعیات باباطاهر/حسام/بی جا/1370.

17. سئوالات ما/ حسین تهرانی/ حاذق/ بی جا/1385.

18. شرح نهج البلاغه ابن
ابی الحدید معتزلی/
عبدالحمید
بن هبه الله/محمود مهدوی دامغانی/ نی/ بی جا/1367.

19.صحیح مسلم/ القشیری النیشابوری،
مسلم بن حجاج /
دارالکتب
العربی/
بی
جا/ 1407.

20. طبقات ابن سعد/ ابن سعد، محمد بن سعد/ محمود مهدوی دامغانی/نو/بی جا/ 1365.

21. کشف الظنون/ حاجی خلیفه مصطفی بن
عبدالله/
دارالفکر/ بی جا/ 1410ق.

22. مستدرک علی الصحیحین/ حاکم نیشابوری، محمد بن
عبدالله/دارالکتب العلمیه/بی جا/1422ق.

23. مغازی/ واقد محمد بن عمر/ محمود مهدوی دامغانی/ مرکز نشر دانشگاهی/بی جا/ 1362.

24.الملل والنحل/ شهرستانی، ابن حزم علی
بن محمد /دارالمعرفه/بی جا/ 1359ق.

25. مسند احمد بن حنبل/ احمد بن حنبل/ مکتب بریل/ بی جا/ 1936.


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳٩۱/۳/٢٧ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ علی فرخی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل که آشفته روی تونباشددل نیست آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست مستی عاشق دلباخته از باده توست به جزاین مستیم ازعمردگرحاصل نیست رهروعشقی اگرخرقه وسجاده شکن که به جزعشق،تورارهرواین منزل نیست
نويسندگان
امکانات وب


نورالمهدي