|
رهرو رهروعشقم وازخرقه ومسند بیزار
|
ـ ــ ـــــ ــــــــــ ـــــ ــ ـ ادامه مطلب [ شنبه ۱۳٩٠/۸/٧ ] [ ۱۱:۳٥ ب.ظ ] [ علی فرخی ]
[ نظرات () ]
شخصی از شیعیان که اهل بغداد بود ،از دیار خود به سوی مدینه عزیمت نمود تا امام ومولای خویش حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را زیارت کند. چند روزی خدمت آقا بود.در حالی که از دیار یار سرمست شده بود باخودگفت که دیگرباید به وطنم برگردم.اهل وعیالم منتظر منم هستند،پس برای اخرین بار باز گردم وخدمت اقا برسم و از او یک پیراهن بخواهم ،برای کفنم و پولی نیز از اقاگرفته و برای دخترانم انگشتربخرم وبه عنوان سوغات ببرم . واردخانه ی حضرت شدم در حالی که به شدت می گریستم ،بااقاوداع وخداحافظی کردم در همین حال که داشتم از کنار محبوب خود می رفتم نه تنهاحاجات خودرافراموش کردم بلکه خودم راهم فراموش کرده بودم دراین حین آقابا آن صدای مهربانش مرافراخواندبه سرعت برگشتم . فلانی! آیا پیراهن مرابرای کفنت نمی خواهی؟ درحالی که صورتم خیس اشک بود گفتم:چرا،می خواهم. آقا نیز یک پیراهن زیبا با دستان کریمانه اش به من داد. باز خداحافظی کرذم وداشتم می رفتم که دوباره همان صدای زیبا روح مرا نوازش داد، صبر کن! این پول رابگیر وبرای دخترانت از مدینه انگشتر بخر وبه عنوان سوغات ببر !! [ جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ ] [ ٦:۱٦ ب.ظ ] [ علی فرخی ]
[ نظرات () ]
بسم الله الرحمن الرحیم اگه طفل نوزادی رو از آغوش مادر جدا کنند ،شیون کنان طالب بازگشت می شه وبه هیچ وسیله ای جز بازگردوندن به آغوش مادر، نمی تونی او رو آروم کنی . مومن که توی آفرینش،از زیادی طینت اهل بیت آفریده شده ،وگِل او رو با آب ولایت اون بزرگواران عجین ساختند با همه وجود ،طالب بازگشت به اصل خویشه بدین خاطر دلش هوای دیاریارهستی وحضوردر محضر پیامبر وامام می کنه وتشنه زیارت آنها می شه من از دیار حبیبم نه از دیار غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
اونایی که اهل محبتند بخوبی احساس می کنند که حرم اهل بیت بوی وطن می ده برای همین بخوبی متوجه می شن که روح در حرم ، همچون طفلی که در آغوش مادر بازگشته، احساس آرامش می کنه یکی از شواهدظاهری بر این معادله که حرم اهل بیت رنگ و بویی از وطن حقیقی انسان داره،اینه که از نظر فقهی هم مسافری که صدها فرسنگ راه طی کرده وبه حرم پیامبر اکرم یا ابا عبدالله الحسین (ع) وارد شده می تونه نماز خودش رو مثل کسی که توی وطن خودش هست تموم و۴رکعتی بخونه، این حاکیه از اینکه زائر مسافر نیست بلکه در وطن خودش قرار داره
[ سهشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۱ ] [ ٧:٥٥ ب.ظ ] [ علی فرخی ]
[ نظرات () ]
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة فاطمة الزهرا(سلام الله علیها) امشب خبر بهم رسید پیکر پاک شهید سرفراز سردارهاشمی رو اوردند معراج شهدا ،با چند تا از رفقا رفتیم بسمت معراج ،دیدیم مراسمی بپا بوده که تموم شده ولیکن تابوت شهیدرو وسط سالن معراج گذاشتند خانواده شهید هم تشریف دارند یه عده خودشون رو انداخته بودند روی تابوت شهید و داشتن گریه می کردند ماهم رفتیم کنار شهید بزرگوار اونجا بود که یادم افتاد بزرگان می گن شهید از اولیاءالله هست و حاجت می ده من هم فرصت رو غنیمت شمردم خدایا چه به موقعه این پرنده عاشق به شهرش باز گشت .. ...چه وقت مناسبی سکوت شهر رو شکست خدایا مگر حاج علی نمی خواست مثل حضرت فاطمه زهرا(س) گمنام باشه! خدایا حاج علی برگشت تا روز شهادت بی بی دوعالم تشیع بشه ....چی می خواد به ما یاد آوری کنه سردار هور شرمنده ام..... همرزم شهید هاشمی ،سرهنگ اسماعلیزاده در خصوص اینکه چرا شخصیت سردار شهید علی هاشمی تاکنون مخفی مونده می گفت: بعد از شهادت شهید هاشمی نمیخواستیم بگوییم که فرمانده قرارگاه مهم نصرت مفقود شده یا اسیر شده است که بعدها دشمن بخواهد از این مسئله سوء استفاده کند و از زبان ایشان حرفی بزنند لذا ایشان در پردهای از ابهام ماند تا اینکه کم کم سپاه بعد از سقوط دولت صدام که دیگر مشکلی برای معرفی شهید علی هاشمی نبود، شروع به معرفی ایشان کرد و رسانهها هم در این راستا گام برداشتند یکی دیگه از دلایل سکوت درباره شخصیت علی هاشمی اینه که اصلاً شهدای خوزستان قدری مورد غفلت واقع شدند. خوزستان شهدای بزرگی دارد اما متأسفانه امکانات رسانهای کمی دارد و این باعث شده است که شهدای عزیز این استان مورد مظلومیت بیشتری واقع شوند.
اینهم یه شعر از شاعر اهل دل عباس موزونی در 20/02/1389بهمین مناسبت «سردارِ هور» ع عـاشـقانـــه بـاز امـشـب ، می زنــد نیـزار: زار/ می زنـد از دسـت ایـن دنیـای ناهنـجار: جـار ل لـشـکر نیــزار، پیـش قامتـش صف بستــه اند/ عشـق ، خود را می زنـد در محضـر سردار: دار ی یادگار« خیبر» است و« نصرتِ» « بدر» است و هور/ کس ندارد یـادگار، از ایـن گل بی خـار: خــار ه هرچه می خواهی بــگو ای هور! با « سـردارِ هور»/ مـی رود دیـگر از ایــن نیــزار، با اغیار، یـار ا از تـمـام نـای هـایـت ، نـام او را خــوانـده ای/ یـک نـیـستان، رازدارش بـوده ای، دیـواروار ش شادیـت ای هـور! امشب می رسد دیگر به سـر/ نیست دیگر، « رازِ خـود با یـار» را انـکار، کـار م مـوج غم، افتـاده انـدر سینه ی هــورالعظیـم/ گرچــه که ، برداشتـند از سینـه ی غمبار، بار ی «یار بـازآمد به منزل»، خــوب می دانم چـرا/ ایـن چنیـن پرسوز، امشـب می زند نیـزار، زار
[ شنبه ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:٥٥ ب.ظ ] [ علی فرخی ]
[ نظرات () ]
بسم الله الرحمن الرحیم خودم رو مخاطب قرار می دهم و می گویم ای نفس بد اندیش ((ما غرّک بربک الکریم))چه چیزی تو رو به خدای کریمت مغرور کرده که درحضورش اینچنین زشت کرداری؟ برخیز وسفری به سوی خدایت شروع کن، خدایی که((خلقک فسواک فعدلک فی ای صوره ما شاء رکبک))_خدایی که تو رو آفرید وچه نیکو آفرید_ چرا به اوج هستی بال نمیگشایی وهمه عمرت رادر منجلاب سهوودوری از او می مانی؟ نمی دانم این سستی وکسالت از چیست؟ نه تقوایی ،نه تلاشی ،نه اخلاقی ،نه فکری،نه ذکری،نه علم ودرسی.برخیزوفرصت را غنیمت شمار وخویشتن راازغصه وعار به درآر...از امروز وفرداکردن پرهیز کن که این اهمال،شده مایه اضلال . برتو بادبه حضور نزدخدای غفور .....
یاالله دلم هوای دیدار سرزمین وحی را دارد ... یالطیف [ یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٢ ] [ ۱۱:٥٩ ب.ظ ] [ علی فرخی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||